ایرانی ازاد
 
به امید داشتن ایرانی آزاد

مسیحیان ایمان دارند که هدف خاص خدا از آفرینش انسان این بوده است که انسان با خدا رابطه داشته باشد، اما گناه تمام بشریت را از خدا جدا ساخت مسیحیان بر این عقیده اند که کتابمقدس کلام الهام شدۀ الهی و فاقد هر گونه اشتباه می باشد. به همین دلیل آنها ایمان دارند که تعلیم کتابمقدس در هر زمینه ای صحیح ترین، بانفوذترین، و مقتدرانه ترین نظر است. مسیحیان به یک خدای واحد ایمان دارند که سه شخصیت است: پدر، پسر، و روح اقدس.

مسیحیان ایمان دارند که هدف خاص خدا از آفرینش انسان این بوده است که انسان با خدا رابطه داشته باشد، اما گناه تمام بشریت را از خدا جدا ساخت.  مسیحیت تعلیم می دهد که عیسی مسیح خدای کامل و انسان بی نقصی بود که بر این جهان خاکی قدم نهاد و بر صلیب جان داد. مسیحیان ایمان دارند که عیسی مسیح پس از مرگ مدفون شد، روز سوم از مردگان برخاست، و الآن بدست راست خدای پدر نشسته است تا برای ایمانداران شفاعت کند. پیغام مسیحیت اعلام این حقیقت است که مرگ مسیح بر روی صلیب برای پرداخت جریمۀ گناه تمام بشر کافی و بسنده بوده است؛ و این همان عاملی است که رابطۀ گسیختۀ بین خدا و انسان را بازسازی می کند. مسیحیت تعلیم می دهد که عیسی مسیح خدای کامل و انسان بی نقصی بود که بر این جهان خاکی قدم نهاد و بر صلیب جان داد. مسیحیان ایمان دارند که عیسی مسیح پس از مرگ مدفون شد، روز سوم از مردگان برخاست، و الآن بدست راست خدای پدر نشسته است تا برای ایمانداران شفاعت کند . پیغام مسیحیت اعلام این حقیقت است که مرگ مسیح بر روی صلیب برای پرداخت جریمۀ گناه تمام بشر کافی و بسنده بوده است؛ و این همان عاملی است که رابطۀ گسیختۀ بین خدا و انسان را بازسازی می کند. 


نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ توسط محسن سهرابی
بنده خودم كه دينم را انتخاب نكردم بلكه والدينم بر اين دين بودند، حال كه خودم قدرت درك پيدا كردم، چرا نتوانم دينم را تغيير دهم؟ چرا به نام ارتداد بايد مستحق مرگ باشم؟


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ توسط محسن سهرابی
 

 

ایران ۷۴ میلیون نفر جمعیت دارد. هیچ کس نمی‌داند چند نفر از آنان مسیحی‌اند. اما به نظر می‌رسد که شمار آن‌ها به سرعت در حال افزایش است. عده‌ای گمان می‌‌برند که جمعیت مسیحیان به ۱. ۵ میلیون نفر برسد. اما در کنار دیگر اقلیت‌های مذهبی مانند بهاییان، مسیحیان ایران با شکنجه و پیگرد شدید و خطر اعدام روبرو هستند.

پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹، در آغاز رژیم نسبت به مسیحیان و دیگر اقلیتهای دینی که قانون اساسی ایران را به رسمیت می‌شناسند مدارا نشان می‌داد. و به دنبال آن سیستم ثبت‌نامی برای اماکن غیراسلامی عبادت ایجاد شد.

ولی پس از مدتی پیگرد اقلیت‌های دینی آغاز شد. در این اواخر این پیگرد و شکنجه  و اعدام ها افزایش یافته است. 

کلیساهای رسمی با محدودیت‌های شدیدی روبرو هستند. کلیسا‌ها، صرفنظر از چند استثنا دیگر مراسم خود را به زبان فارسی که زبان اول بیشتر مسیحیان ایرانی است برگزار نمی‌کنند. برگزاری هر مراسمی در روزهای جمعه که روز تعطیل عمومی است ممنوع است. برای همین رفتن به کلیسا به معنای مرخصی گرفتن از کار و چشم پوشیدن از حقوق نصف یک روز است.

مسیحیانی که به مراسم می‌روند از نزدیک تحت نظرند. کلیسا‌ها باید فهرست اعضای خود را با شماره کارت شناساییشان در اختیار دولت بگذارند تا کسانی را که به کلیسا می‌روند بتوان به آسانی تعقیب کرد. کلیساهای به رسمیت شناخته شده به سختی می‌توانند اجازه تعمیر بنا بگیرند. سخت‌گیری و خشونت رژیم درست در مقابل مهربانی و مدارای مردمان معمولی قرار دارد. ایرانی‌ها به تاریخ ادبی و تغزلی خود افتخار می‌کنند. با وجود شکنجه و پیگیرد، کلیسای ایران به سرعت در حال رشد است.

به امید روزی که در ایرانی آزاد بدون هیچ محدودیتی در دین و مذهب دلخواه به زندگی ادامه بدیم به امید بر چیده شدن شکنجه ها و اعدام های سیاسی و مذهبی در ایران عزیز 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴ توسط محسن سهرابی
 

 

 

سوال: عیسی مسیح کیست؟

جواب: 
عیسی مسیح کیست؟ آنانی که به وجود خدا شک دارند بیشتر از افرادی هستند که وجود و ماهیت عیسی مسیح را زیر سؤال می نهند. این یک حقیقت پذیرفته شدۀ عمومی است که عیسی مسیح مردی بود که 2000 سال پیش در سرزمین اسرائیل زندگی می کرد. بحث واقعی زمانی آغاز می شود که صحبت از هویت مسیح به پیش آید. تقریباً در همۀ مذاهب اصلی دنیا عیسی مسیح به عنوان یک نبی، یک معلم خوب، و یا یک شخص با خصائل خداگونه مُعرّفی شده است. مشکل اینجاست که کتابمقدس تعلیم می دهد که عیسی مسیح شخصیتی والاتر از همۀ اینها می باشد.

سی. اس. لوئیس، نویسندۀ برجستۀ مسیحی، در کتاب خود به نام "مسیحیت مطلق" می نویسد: "تلاش من آن است که به مردم یاد دهم از بکارگیری الفاظ و عبارات احمقانه در مورد عیسی مسیح اجتناب کنند. هرگز نباید بگوئیم "من حاضرم عیسی مسیح را به عنوان یک معلم اخلاق برجسته بپذیرم ولی ادعایش را مبنی بر اینکه او خداست ردّ می کنم." اگر عیسی مسیح چیزی بیش از یک انسان صِرف نبود؛ و در عین حال، چنین تعلیم والائی از زبانش جاری شد، از نقطه نظر اخلاقی لیاقت نمی داشت حتی یک معلم خوب خوانده شود. تحت این شرایط او یا می بایستی یک دیوانۀ جنونی باشد و یا شیطان مُجسّم. شما باید تصمیم خود را بگیرید. این انسان حقیقی یا باید پسر خدا باشد (چنانکه هست) و یا اینکه آدمی دیوانه (و شاید بدتر). شما می توانید به پیغام او بی توجه باشید، بر صورت او آب دهان انداخته، او را بخاطر پلید بودنش به قتل رسانید. و یا اینکه به پایهای او افتاده، اقرار کنید که او خدا و خداوند شماست. پس بیائید این ادعای احمقانه را که مسیح فقط یک انسان ساده بوده است کنار بگذاریم و درک کنیم که تعلیم کتابمقدس در مورد شخصیت و ماهیت عیسی مسیح این است که او خداست و نه چیزی کمتر."

                         برای خواندن ادامه مطلب((ادامه مطلب)) رو کلیک کنید 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ توسط محسن سهرابی
مقدمه :

در این دنیایی که پر از ادیان مختلف است و اکثر مردم در همان دینی که متولد شده اند میمیرند و اکثرا یا به همان دین می مانند یا جذب دنیایی بی دین و ماتریالیسم (ماده پرست) می گردند.

آیا همه دینها خوب هستند و همه آنها وسیله ای برای رسیدن به خدا هستند؟

آیا مسیحیت نیز مثل سایر دینها که ادعای برتری دین خود را دارند ، تنها ادعای تو خالی و مغرور گونه مطرح می کند؟

آیا واقعا حقیقت دست یافتنی است و ما می توانیم بدانیم از کجا آمده ایم و چگونه باید زندگی کنیم و بعد از مرگ چه می شود؟

قبل از شروع می خواهم دو چیز بگویم .

1- کتاب مقدس می گوید :”بچشید و ببینید که من نیکو هستم.” یعنی خدایمسیحیت همه را دعوت می کند که خودشان بیازمایند و ببینند کدام دین بهتر است. البته مسیحیت دین نیست بلکه یگانه راه راستی و حقیقت است.

2- مسیحیت ارثی نیست بلکه انتخاب کردنی است یعنی آنهایکه در خانواده مسیحی متولد می شوند ، اگر خودشان آنرا با ایمان نپذیرند مسیحی نیستند ، حتی اگر به ظاهر آن را به عنوان میراث خانوادگی اطاعت کنند.

امروز من می خواهم در 7 قسمت دلایل شخصی خودم مبنی بر مسیحی بودنم را ارائه دهم.

1- تنها خدای واقعی و حقیقی (یعنی تنها خدای خلق کننده جهان)

2- تنها خدای نجات دهنده

3-تنها خدای زنده

4-شخصیت عیسی مسیح

5- شخصیت روح القدس

6- دلایل علمی ، باستانشناسی ، تاریخی ، پیشگویها و تجارب مسیحیان

7- تجربه شخصی خودم

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ توسط محسن سهرابی
اگر کسی دینی را با تحقیق بر حق یافته باشد و از دین خود برگردد در آن صورت اولین کاری که به نظرش می رسد این است که دیگران را هم از خواب غفلت بیدار کند. آیا این درست است که ارشاد دیگران به سبب آنچه بر حق یافته موجب مرگش شود؟ آیا مسیحی که مسلمان شده هم حق مسلمان کردن مسیحیان را ندارد؟ اگر این حکم در تمام ادیان وجود دارد، پس همان بهتر که هرکس در دین پدران خود باقی بماند. چون فکر می کنم هیچ انسان از دین برگشته ای حاضر به سکوت در برابر حق نیست.

 از دیدگاه اسلام کسی که دین اسلام را پذیرفته و درخانواده دینی رشد و نمود کرده، و بعد از آن یکی از اصول دین را انکار کند، مرتد شده است

اما مسلمانی که با تحقیق دینی دیگر (غیر از اسلام) را انتخاب کند پیرو آن دین خواهد شد و باید رفتارش را طبق آموزه های آن دین تنظیم کند، اگر دین جدید وظیفه تبلیغ را بر عهده او گذاشته است، بدیهی است باید جان خود را به خطر بیندازد و بدون هیچ واهمه ای جان خود را فدا کند؛ زیرا دین دارای چنان ارزشی است که پیروان آن باید جان خود را در راه تبلیغ و حفظ آن فدا کنند

در فقه شیعه حکم جزایی مردی که مرتد فطری است قتل است و توبه او نزد قاضى قبول نمى‏شود


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ توسط محسن سهرابی


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ توسط محسن سهرابی

کریسمس جشنی است در آیین مسیحیت که در روز تولد مسیح برگزار میشود.  

                                     به امید داشتن جشن های کریسمس شاد در ایرانی ازاد


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۴ توسط محسن سهرابی

علم  و مذهب هر دو مدعی جستجوی حقیقت هستند.جقیقت به این معنی است که چه چیزی واقعی و چه چیزی مجازی است.منطقا" لازم است که حقیقت وجود داشته باشد.برای مثال وجود انسان ها و حیوانات یک حقیقت است.حال سوال اینجاست که این زندگی چگونه بوجود آمده است؟

مذهب و علم هر دو در تلاشند تا حقیقت زندگی را روشن سازند.

 

 

 

 

 

برای مثال انسانی را که معتقد به فرضیه تکامل است در نظر بگیرید.او معتقد است حیات بر اثر یکسری جهش های  نتیکی اتفاقی و بدون کمک نیروی ماوراء الطبیعه( خدا) بوجود آمده است.

مسیحیت معتقد است که حیات توسط خدا خلق شده است.طبعا" هر دو این نظرات نمی توانند درست باشند‘ چرا که در تعارض با هم قرار دارند و این یک اصل منطقی است که دو موضوع متناقض نمی توانند همزمان صحیح باشند.خدا نمی تواند هم وجود داشته باشد و هم نداشته باشد.

 

یک بودائی معتقد است که بودا معرفت را دریافت کزده بوده ‘که او را به درجه کمال رسانده   بوده است.

یک مسلمان معتقد است که حضرت محمد حقیقت را از خدا دریافت کزده بوده و این حقیقت در قرآن نوشته شده است.یک مسیحی معتقد است که عیسی پسر خداست و به خاطر گنا هان بشریت کشته شده است و یک کافر معتقد است که ماده و زندگی بدون دخالت خدا بوجود آمده اند.

هر کدام از این گروهها معتقد است که حقیقت را بیان می کنند.از آنجائیکه بسیاری از این اعتقادات در تعارض با یکدیگرند‘ طبعا" همگی نمی توانند صحیح باشند.

از آنجائیکه همه نظرات نمی توانند صحیح باشند باید راهی برای تشخیص حقیقت وجود داشته باشد.آیا ما می توانیم واقعیات را به گونه ای بیازمائیم تا حقیقت را دریابیم.

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۴ توسط محسن سهرابی

مسلما" هدف نهائی دین تلاشی است برای پاسخ دادن به سوالات زندگی.ما که هستیم؟ از کجا   آمده ایم؟ آیا چیزی فرای این زندگی وجود دارد؟ آیا خدا وجود دارد؟ اگر خدائی وجود دارد‘او کیست؟ ماده از کجا آمده است؟ چه کسی یا چه چیزی جهان را به وجود آورده است؟ آیا از من خواسته شده کاری بکنم؟ مذهب به این سوالها بیش از اینها پاسخ می دهد و می گوید که پیروان مذهب چه کارهائی را باید انجام دهد و چه کارهائی را نباید انجام دهد.کلمه مذهب ازریشه یک کلمه لاتین به معنی محدودیت گرفته شده است.

علم و مذهب هر دو سعی در پاسخ به سوالات مشابه با مبنای متفاوت را دارند.علم سوالات زندگی را از دیدگاه طبیعی مورد توجه قرار می دهد.در حالیکه مذهب بر مبنای ماورا الطبیعه استوار است.مهمترین سوالاتی که علم و مذهب سعی در پاسخ دادن به انها را دارند به شرح ذیل می باشند:

- ما که هستیم؟

- از کجا آمده ایم؟

- به کجا می رویم؟

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۴ توسط محسن سهرابی

چرا مسیحیت

چرا انسان تصمیم می گیرد که مسیحی باشد؟ آیا مسیحیت صرفا" یک انتخاب است‘ مثل وقتیکه  کسی ماشین یا یک خانه را انتخاب می کند؟چطور کسی می تواند فقط یک مذهب را انتخاب کند؟

ادیان زیادی در دنیا وجود دارد‘ اصولا" چرا باید دین داشت؟ چرا نمی توان فقط یک انسان خوب بود و کارهای خوب انجام داد ولی دین نداشت؟

برای مثال کسیکه بر مبنای علوم طبیعی معتقد است خدا وجود ندارد‘می تواند انسان خوبی باشد و به دیگران کمک کند‘پس چه مشکلی است اگر مذهب یا دینی را انتخاب نکند؟

چرا هر کسی باید و نیاز داردا که خود را بودائی‘مسلمان‘مسیحی و غیره بنامد.

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۴ توسط محسن سهرابی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : محسن سهرابی